
با رسول الله (صلی الله علیه و سلم)
محمد که درود و سلام خدا بر او باد بعد از ۴۰ سال زندگی در مکه مدتی است به تنگ آمده و به کوه و غار پناه برده، او در خردسالی نزد حلیمه به کوه و دشت دلداده بود و اکنون توشه روزی یا چند در دست به حراء می رفت و کمالات می جست، به آیین ابراهیم حنیف در راز و نیاز بود و از غرابت خدای خود در دیارش اندوهگین.
روزی از همان ایام رسولی از جانب خدا حکم رسالت برایش به ارمغان آورده و قرار بر این شد که محمد آخرین انسانی باشد که اخبار و فرمان آسمانی دریافت کند. او سراسیمه به خانه برگشته و از دلهره اتفاقی عجیب که برای اولین بار در زندگیش رخ داده بی قرار است، و خدیجه یاری رسان زندگی و دعوت در حال رفع هراس و آرام کردنش او را نزد دانایی برده که آگاه بر احوال نبوت بود، مژده پیامبری به او می دهد و خبر بیرون رانده شدن از شهر و دیارش، و پیامبر خدا در تعجب که چگونه محمد راستگوی درستکار رانده شود؟
درس ها:
• آری؛ برای واگذاری مسئولیت عجله ای نیست و مهم این است که شخص برای پذیرش مسئولیت خوب تربیت شود حال هر چند زمان لازم باشد حتی ۴۰ سال.
• بودن شخصیت های قوی همچون خدیجه درکنار دعوت چقدر ضروری و لازم است.
• چون مصالح به خطر افتد منتظر نقشه شوم دشمنان باش هر چند مورد تمجید و تعریفشان باشی.
ادامه دارد ….
سید حامد حسینی
تابش...
ما را در سایت تابش دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: علی تابش
بازدید: 264
تاريخ: پنجشنبه
4 شهريور
1395 ساعت: 14:47