اصول بنیادی در تربیت فرزند بر دو پایه استوار است:
اول: اصل ارتباط
دوم: اصل برحذر داشتن
اصل ارتباط
بدون تردید اگر کودک از همان زمانی که به سن تمییز و تعقل میرسد با ارزشها و مفاهیم اعتقادی، روحی، فکری، تاریخی، اجتماعی، ورزشی و غیره به نوعی ارتباط داشته باشد تا زمانی که به دوران نوجوانی و جوانی و بزرگسالی گام میگذارد و به سن پیری میرسد، آنچنان مناعت ایمانی و یقین آرامشبخش و صیانت تقوایی، پیدا میکند که به سبب آن از جاهلیت منحط موجود جدا میشود، اوج میگیرد و تمامی مبانی فکری، اعتقادی و اندیشههای گمراهکننده را به تمسخر میگیرند. او نیروی پرتوانی است که در مقابل هر انسانی که در برابر نظام و عقیده اسلامی با عداوت میایستد و با عقده و کینه قصد دارد که به مبانی جاودان عقیده اسلامی، خدشهای وارد کنند، میایستد زیرا در این مرحله است که فرزند به اسلام به عنوان عقیده و عبادت، اخلاق، نظام، قانونگذاری و جهاد و دعوت و دین و دولت و کتاب و شمشیر و اندیشه و فرهنگ، پیوسته است.
در اینجا مهمترین نوع روابط فوقالذکر را که سعادت و خیر دنیا و آخرت را برای فرزندانتان تضمین میکند تقدیم میدارم که امید است در اجرای آن تا آنجایی که میتوانید کوشا باشید، چه بسا فرزند دلبند شما در شمار مؤمنین نیکوکار در آید و در زمره انسانهای متقی و مطهر و جزو جماعت مجاهدین آزاده قرار گیرد و تحقق این خواست برای خداوند سبحان دشوار نیست. روابط مذکور به قرار زیر است:
اول: ارتباط عقیدتی
در بحث تربیت ایمانی به تفصیل سخن گفتیم و تذکر دادیم که لازم است که از زمان رشد اندیشه و آغاز تعقل کودک، او را با پایههای اساسی ایمان و حقایق عینی و تمامی آنچه که از خبر صادق در ارتباط با عقیده یا مفاهیم غیبی آمده است و به طور یقینی به اثبات رسیده است، آشنا سازیم.
بر این مبنا واجب است که مربی؛ نهال ایمان به خدا، ملایک، کتابها و پیامبران الهی و قضا و قدر و سؤال دو مأمور قبر و عذاب قبر و احوال حشر و نشر و بهشت و جهنم و سایر مفاهیم ضروری را در اعماق وجود فرزند جایگزین سازد، این نهال چنانچه با اخلاص و عمق اندیشه و رسوخ مفاهیم ایمانی در قلب و جدیت مربی، جایگزین شود، درخت تنومندی خواهد شد که ثمرهاش حس مراقبت و نظارت الهی و ترس از او و تسلیم بودند در مقابلش و التزام به مجموعه اوامر و نواهی، است. حساسیت ایمانی و بیداری ضمیر چنین انسانی موجب میگردد که اگر مفاسد اجتماعی و وساوس نفسانی و رذایل اخلاقی نگردد و به همین دلیل از لحاظ روحی و اخلاقی امر او به اصلاح کشیده خواهد شد و از لحاظ عقل و سلوک نیز متکامل میشود و جزو کسانی خواهد بود که از جنبه هدایت و بودن بر صراط مستقیم و برنامه و قانون الهی، زبانزد خاص و عام خواهد شد.
دوم: ارتباط روحی
مقصود من از ارتباط روحی آن است که روان فرزند با صفا و اشراق مزین شود و گل ایمان و اخلاص در قلبش شکوفا گردد و نفس او در جوی از پاکی و روحانیت، علو و منزلت پیدا کند که در این مورد اسلام شیوهای ویژه دارد که با ارتباط متنوع روحی، او را دائماً با حفاظی معنوی در جوی از اشراق و پاکی و اخلاص قرار میدهد.
(أ) ارتباط کودک با عبادت
در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که فرمود:
«فرزندانتان را در هفت سالگی به نماز امر کنید و در ده سالگی (چنانچه نماز نخواندند) ایشان را بزنید و [در همین سن] جای خوابشان را جدا کنید». (روایت حاکم و ابوداود)
بر همین مبنا میتوان ارتباط عقیدتی فرزند را در مورد عبادات دیگر مانند روزه ـ اگر توانایی داشته باشد ـ و حج و زکات در صورتی که پدر توانایی داشته باشد، قیاس نمود.
و شایسته است که تو، ای مربی گرامی، این مطلب را به فرزندت تفهیم نمایی که عبادت فقط به ارکان چهارگانه آن محدود نمیشود، بلکه شامل هر عمل صالحی است که انسان مؤمن با التزام برنامه الهی و برای جلب رضایت او، انجام میدهد، برای مثال میتوانیم تاجری را در نظر بگیریم که از روش الهی در تجارت استفاده میکند، به این معنی که در تجارت خویش حلال و حرام را به طور کامل در نظر دارد و با عملی هم که انجام میدهد، خواستار رضایت خداوند است، چنین تاجری از بندگان مؤمن خداوند است.
بنابراین لازم است که هر مربی که مسؤول تربیت کسی است که از همان دوران کودکی مبادی خیر و شر و مسایل حلال و حرام و نشانههای حق و باطل را به خوبی به او نشان دهد که در عمل به آنچه حلال است اقدام نماید و از آنچه حرام است بپرهیزد، این طریقه برخورد با فرزند را پیامبر بزرگوار اسلام (ص) به ما یاد داده است آنجا که میفرماید:
«برمبنای اطاعت الهی عمل کنید و از معاصی پروردگار بپرهیزید و به فرزندانتان دستور دهید که اوامر را اجرا کنند و از نواهی بپرهیزند، راه حفظ شما و آنان از آتش همین است». (روایت ابن جریر و ابن منذر)
پس میتوان نتیجه گرفت که ارتباط عبادی فرزند به مفهوم خاص و عام آن و عادت نمودن به ادای درست عبادت و برخاستن برای ادای وظایف مربوط به آن از همان دوران کودکی و همچنین تربیت برمبنای اطاعت الهی و آماده بودن برای ادای آنچه که سزاوار اوست و سپاسگویی قولی و عملی و التزام به برنامهای که فرستاده است، موجب میگردد که کودک امروز ما، فرد متوازن و نیکوکار و مخلص فردا باشد، انسانی که حق هر چیز را به جای خود در زندگی ادا میکند و به الگویی شایسته از لحاظ سلوک و اخلاق و رفتار برای دیگران تبدیل میشود و در جرگه کسانی خواهد بود که چشمها را متوجه خویش میسازد، زیرا به حقیقت بر طبق هدایت و راه راست است.
(ب) رابطه فرزند با قرآن کریم
قبلاً در روایتی از «طبرانی» آوردیم که نبیاکرم (ص )فرمود:
«فرزندانتان را بر اساس سه خصلت تربیت کنید، محبت پیامبرتان و آلبیت او و تلاوت قرآن، به درستی که حاملان قرآن در سایه عرش الهی هستند همراه پیامبران او و برگزیدگانش در روزی که هیچ سایهای به جز سایه خداوند نیست».
«ابن خلدون» در مقدمه کتاب خود به اهمیت حفظ و تعلم قرآن کریم در سرزمینهای اسلامی اشاره میکند و میگوید که آموزش قرآن کریم اساس تعلیم در تمامی برنامههای درسی است، زیرا قرآن از جمله شعایر اسلامی است که موجب تثبیت عقیده و رسوخ ایمان در وجود فرد مسلمان میشود.
«ابن سینا» در کتاب خود به نام «السیاسه» پیشنهاد میکند که به محض آنکه دریافتید که کودک از لحاظ جسمی و عقلی آمادگی دارد، آموزش قرآن کریم را آغاز کیند تا از همان ابتدای زندگی با زبان عربی خو بگیرد و نشانههای ایمان در درونش نفوذ کند.
«امام غزالی» در کتاب «احیاء علوم الدین» سفارش میکند که به فرزندانتان، قرآن کریم و احادیث و اخبار گذشتگان و سرگذشت نیکوکاران و حکایات بعضی از حکام عادل و متدین را بیاموزید.
پس ای برادر و خواهر مربی، باز هم به تو یادآوری میکنم که راه اصلاح این امت فقط طریقی است که در گذشته پیموده شده که همانا آغاز آن طریق، خواندن قرآن و تطبیق عملی این کتاب عظیم با زندگی بود و اگر واجد عزت و عظمتی بود و از جهت اندیشه و شیوه زندگی و واقعیتهای دیگر برتری داشت، به واسطه دین با عظمت اسلام بود، پس اگر باز هم خواهان آن مجد و عظمت باشیم، چارهای نداریم جز آنکه همانگونه عمل کنیم، یعنی فرزندانمان با قرآن کریم مأنوس باشند و از جهت اندیشه به آن مرتبط گردند، آن را تلاوت کنند و تفسیرش را دریابند و در احکام و سایر دستورات زندگی خاضعانه و با خضوع از آن پیروی نمایند. در آن صورت نسلی مؤمن و قرآنی و نیکوکار و متقی خواهیم داشت که همین نسل است که عزت مجدد امت اسلام را تضمین میکند و به واسطه همت عالی و پرتوان آن کاخ رفیع دولت اسلام، بار دیگر بنیانگذاری میشود تا از تمامی جوامع بشری از جهت تمدن و قدرت و عزت پیشی گیرد.
پس ای پدر و مادر عزیز، بکوش که معلم مناسبی برای تعلیم قرآنی برای فرزندانت بیابی که در منزل، مسجد یا سایر مراکز، قرآن را به آنان آموزش دهد و بدانکه اگر این وظیفه را به خوبی ادا کنی، مسؤولیت خود را در ارتباط با جگرگوشهات به انجام رساندهای و ارتباط بین او و قرآن را از جهت روحی، فکری و عملی برقرار ساختهای.
اگر آنچه را بحث کردیم به خوبی انجام دهی، فرزندت هنگامی که چشم بصیرت میگشاید، درخواهد یافت که مبدأ عقیدتی به جز مبادی قرآن کریم، و تشریع و قانونی به جز قانون این کتاب عظیم، ارزش ندارد و هیچ آرامبخش و شفا دهندهای برای روح آدمی مانند قرآن عظیم نیست، در اینجاست که به نهایت مطلوب در تربیت فرزندت دست یافته، و از لحاظ تکامل روحی و آمادگی عقلانی و ایمانی به حد مورد نظر رسیده است و از جمله کسانی خواهد بود که از جهت هدایت و بودن بر مسیر حق، انگشت نمای همگان خواهد شد.
ادامه دارد …
برگرفته از کتاب :
چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟
مؤلف:
عبدالله ناصح علوان
ترجمه:
عبدالله احمدی
تابش...
ما را در سایت تابش دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: علی تابش
بازدید: 255
تاريخ: شنبه
22 اسفند
1394 ساعت: 3:35